تبليغاتX
...:::پاتوق بروبچه باحال شهركي‌:::...
امروز:                      
...:::پاتوق بروبچه باحال شهركي‌:::...  
" سرنوست را نتوان از سر نوست "  
به اين وبلاگ خوش امديد.اميدوارم كه لحظات خوشي را با ما سپري كنيد.هرگونه انتقاد و يا پيشنهاد خود را با ما از طريق لينك تماس با ما براي ما ارسال كنيد.

پست ثابت

بازديد: مرتبه موضوع :

 

 

smile 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز


تاريخ: پنجشنبه 1389/10/02


 
حميد رضا
21:8

سخنی زیبا از سهراب سپهری

بازديد: مرتبه موضوع : جملات كوتاه

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،

می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟
سهراب سپهری


تاريخ: جمعه 1391/02/29


 
حميد رضا
15:17

ضرب المثل

بازديد: مرتبه موضوع : ضرب المثل

مردم را به اندازه قلبشان اندازه بگیر نه به اندازه حساب بانکی‌شان

 

       گیرم که زجرم و گنه‌ام درگذری              زآن شرم که دیدی که چه کردم چه کنم




تاريخ: دوشنبه 1391/02/25


 
حميد رضا
11:35

وِر ایز مای‌یحیی؟

بازديد: مرتبه موضوع : عاشقانه

پس چه‌چیزی عاشقانه‌تر از مردی که پولش در خیابان تمام شده است، و دارد فیلم بازی می‌کند که «این کیف من چرا جا موند تو خونه؟ لعنتی...» و چه‌چیزی عاشقانه‌تر از این‌که «اوکی؛ برس به کارت. چیزی خوردی؟ با معده‌ت بد تا می‌کنی‌ها... حالا تو هی گوش نکن..»
اصلا تو می‌فهمی چرا من مدت‌هاست می‌خواهم جواب هر حرفی را این‌جوری بدهم:
«.........................................................................................»
می‌فهمی؟ نمی‌فهمی. نمی‌فهمی. نقطه‌چین‌های بلند، و تایپ‌کردن‌های مستاصل، و این‌که یک‌‌مشت چشم در انتظار اند که کِی بیفتی تا فاتحه‌ای بخوانند، عاقبت آدم دست‌مالی‌شده است.
ما را ببخش هم‌دم خیلی‌قدیم، باز عزیز. می‌خواستم یک‌چیز عاشقانه بنویسم، شد این.


تاريخ: شنبه 1391/02/23


 
حميد رضا
17:24

بهار

بازديد: مرتبه موضوع : اشعار

بهار شد در میخانه باز باید كرد   

     به سوى قبله عاشق نماز باید كرد

نسیم قدس به عشاق باغ مژده دهد    

     كه دل ز هردو جهان بى نیاز باید كرد

كنون كه دست به دامان سرو مى نرسد    

      به بید عاشق مجنون، نیاز باید كرد

غمى كه در دلم از عشق گل عذاران است     

 دوا به جام مى چاره ساز باید كرد

كنون كه دست به دامان بوستان نرسد                       

                                                                 نظر به سرو قدى سرفراز باید كرد

 

امام خمینی رحمت الله علیه 


تاريخ: یکشنبه 1391/02/17


 
حميد رضا
18:12

اهمیت نماز

بازديد: مرتبه موضوع : پند ها

1.نماز نخستین واجب دینی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: اول چیزی که خداوند بر امتم واجب کرد نمازهای پنج گانه بود.

ابن شهرآشوب مینویسد: در مدتی که پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در مکه بود، هیچ عبادتی تشریع نشد مگر طهارت و نماز، هنگامی که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)به مدینه هجرت کرد، در شعبان سال دوم هجرت، روزه واجب گشت، قبله تغییر کرد و زکات فطریه و نماز عید نیز واجب شده و فریضهی نماز جمعه در سال نخست هجرت جایگزین نماز ظهر شده بود سپس زکات داراییها واجب شد .

2. نماز نخستین آموزهی پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم): سیره و روش پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) این بود که اولین چیزی که به افراد تازه مسلمان میآموختند، نماز بود.



تاريخ: شنبه 1391/02/09


 
حميد رضا
17:3

شهادت حضرت فاطمه تسلیت باد.

بازديد: مرتبه موضوع : مناسبت ها

تاريخ: یکشنبه 1391/02/03


 
حميد رضا
16:13

یک لحظه چشمان خود را ببندید

بازديد: مرتبه موضوع : داستان
شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی
تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این «باور» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند.

اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی …از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه از مسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود.

هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد.

شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید«هستید». نخواهید توانست بیش از آنچه باور دارید«می توانید» انجام دهید. «نورمن وینست پیل»


تاريخ: شنبه 1391/02/02


 
حميد رضا
18:38
ملاّ محمد صالح، معروف به ملّاصالح مازندرانی است. آن بزرگوار از مازندران و نام والدش ملاّ احمد است به دلایلی ملاّ صالح از مازندران به دار السلطنه اصفهان تشریف آورد و در آن دوران به قدر رتبه و میزان علم و دانش به افراد شهریه می‌دادند، چون اول تحصیلش بود، شهریه‎اش به اندازه خرج خوراکش نبود؛ تا چه رسد به دیگر ضروریات معیشت آن بزرگوار و تا مدتی نمی‎توانست كه وسیله برای روشنایی مهیا كند، هنگام مطالعه در پای روشنایی‌هایی كه به جهت عابرین می‌گذاشتند، ایستاده تا صبح مطالعه می‌كرد، تا آن كه از فضل قادر متعال، ‌به اندك زمانی به درس آخوند ملا محمّدتقی مجلسی راه پیدا کرد و در مجلس آن بزرگوار با علمای نامدار همراه شد و در اندك زمانی براغلب آنها فایق گردید. از آن پس به او ملا صالح مى گفتند، در همین دوران بودکه او در فکر ازدواج بود، علامه مجلسى از این جریان اطلاع پیدا کرد، علامه دخترى بسیار با کمال و فاضله بنام ((آمنه)) داشت، روزى بعد از درس، ملا صالح را به خلوت طلبید و به او گفت: اجازه مى‎دهى همسرى برایت انتخاب کنم، ملا صالح سر بزیر افکند و سپس اظهار موافقت نمود، مرحوم مجلسى از جا برخاست و به درون خانه رفت و به دختر دانشمندش ((آمنه بیگم)) گفت:
تاريخ: شنبه 1391/01/26


 
حميد رضا
22:57

توسل نابغه قرن به نماز

بازديد: مرتبه موضوع : پند ها

ابن سینا دانشمند نابغه قرن چهارم به علم و دانش علاقه بسیار داشت. او مدتی بود که به دنبال یک کتاب در مورد حکمت و فلسفه از علمای یونان قدیم میگشت. وی در این مدت مسافرتها کرده و به جستجوی وسیع پرداخت؛ اما هر چه تلاش نمود آن را پیدا نکرد. تا اینکه روزی روانه مسجد شد، دو رکعت نماز خواند و پس از نماز از درگاه خدای بزرگ خواست تا آن کتاب را به وی برساند. از مسجد بیرون آمد و به سوی منزل حرکت کرد، ناگهان سر راه خود چشمش به پیر زنی افتاد که مقداری اشیاء کهنه و پوسیده قدیمی را در زمین گسترده و در معرض فروش قرار داده بود، از جمله چند کتاب کهنه در بساط او دیده میشد. بوعلی که عاشق بی قرار کتاب بود، بی اختیار به سوی آن ها کشیده شد، از قضا همان کتابی را که سالها به دنبالش بود در میان آن اشیاء قدیمی مشاهده کرد، آن را برداشت و به پیر زن گفت: این کتاب را چند میفروشی؟ او نیز مبلغ ناچیزی را درخواست کرد. بوعلی با خوشحالی وصف ناپذیری وجه را پرداخت کرد و به گمشده دیرین خود رسید. آری او با نماز و حضور در خانه خدا توانست به مقصودش نائل شود که این دستور قرآنی است که می فرماید«أَقیمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ ادْعُوهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ» (سوره مبارکه اعراف آیه 29) در هر مسجدی توجه خویش را به سوی خدا کنید و در حالی که دین خود را برای خدا خالص گردانیدهاید او را بخوانید.



برچسب‌ها: ابن سینا گمشده اش را پیدا کرد

تاريخ: شنبه 1391/01/19


 
حميد رضا
16:41
کلیه حقوق این سایت ، متعلق به ...:::پاتوق بروبچه باحال شهركي‌:::... می باشد و استفاده از مطالب با ذکر نام منبع بلامانع است .